جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
544
تحفة الملوك ( فارسى )
نصارا و ساير اعدا ، به سبب محبوب و مقرّب بودن يهود و نصارا و اراذل ، و سبب مبغوض و مسخوط بودن انبيا و اوليا بوده است يا برعكس است ، پس مىفهمد كه بر عكس است و شبيه انبيا و اوليا بودن و مرافقت با ايشان نمودن بهتر است از شبيه شدن و مرافقت نمودن با اراذل و اعداء اللّه ، و در اين وقت ، حرص او كم مىشود و صبر بر قليل و قناعت بر قدر يسير مىنمايد و مىفهمد كه اگر علوّ مرتبهء اين كس به بسيارى خوراك است ، پس بايد كه بهايم از آن اعلا مرتبه باشند ، و اگر به بسيارى جماع است ، پس بايد كه خنزير از آن اعلا مرتبه باشد ، و اگر به ساير زينتها است از لباس و اساس و خانه و عمارت ، پس بايد كه طايفهء گبر و يهود و نصارا و فرنگى و هندى و ارمنى از همه اعلا مرتبه باشند و حال آنكه نه چنين است . و جناب امير عليه السّلام در كلمات حكميهء خود بيان حقايق اين مشتهيات را از براى صاحبان همّت عاليه نموده است و فرموده است كه مشتهيات دنيا شش چيز است : مطعوم و مشروب و ملبوس و مركوب و منكوح و مشموم ، پس اشرف مطعومات عسل است و حقيقت آن ، فضلهء مگسى است . و اشرف مشروبات آب است و مساوى است در آن ، برّ و فاجر و انسان و حيوان . و اشرف ملبوسات حرير است و آن بافندگى و لعاب كرمى است . و اشرف مركوبات اسب است و بر آن مردان كشته مىشوند . و اشرف منكوحات زنان است و حقيقت نكاح و جماع با ايشان ، رسيدن بول گاهى است به بول گاهى ديگر ، و زن زينت مىنمايد به احسن زينت و اراده نموده مىشود از آن اقبح مواضع . « 1 » خلاصه ، تمام اين معالجات به واسطهء نور بصيرت و چراغ تفكر و مبادى و مراجع و عواقب امور را فهميدن و به عيوب دنيا و مفاسد متاع آن برخوردن است كه به مضمون « ازهد فى الدّنيا يبصرك اللّه عيوبه » « 2 » ، تا زهد و اعراض در آن ننمايد بصير و بينا به عيوب و به مفاسد آن نمىگردد . و علاوه بر اينها تأمل نمايد در آنكه به سبب حرص و طلب نمودن مشتهيات مذكوره و متاع فانيهء دنيويّه ، خود را در معرض حزن طويل و الم بسيار و اندوه بىشمار درآورده است ؛ چونكه اين مشتهيات لا ينقطع و هميشه در
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 61 ، ص 240 و ج 75 ، ص 11 ، ح 69 . ( 2 ) . غرر الحكم ، ج 2 ، ص 197 ، رقم 2362 .